مدت زمان مطالعه:4دقیقه

امروز دوباره انقلابیون جمع شده اند. اما این بار، آنها قدرتمندترین سلاح اقتصادی را دارند که شهروندان تا به حال داشته اند: بیت کوین.

 

انقلاب مخملی بیت کوین: سرنگونی سرمایه داری 

اگر کارل مارکس و فردریش انگلس به نحوی به امروز منتقل می شدند و روزنامه ای در اختیارشان قرار می گرفت، فقدان آشکار تضاد طبقاتی احتمالاً باعث می شد انقلابیون فکر کنند که پیروز شده اند. آنها جامعه ای را می دیدند که بر سر همه موضوعات – از سیاست هویت گرفته تا استراتژی صحیح کووید-19 – تقسیم شده است، اما تقریباً در مورد مبارزه ابدی بین کار و سرمایه، ستمگران و استثمارشدگان سکوت می کند.

چقدر فرق می کرد اگر آنها فقط 10 سال پیش باز می گشتند، زمانی که جنبش تسخیر در جریان بود، شهرهای چادری در اعتراض به سرمایه داری دوستانه، طمع شرکت ها و بخش مالی بی پروا و خارج از کنترل ظاهر می شدند. یک دهه بعد، همان مشکلات همچنان ادامه دارند، اما در میان جنگ‌های متلاطم و خشمگین فرهنگی، به یک صدای پس زمینه‌ای به سختی قابل تشخیص تبدیل شده‌اند.

این 1 درصد ممکن است این روزها راحت تر بخوابند، اما هر گونه رضایتی که احساس می کنند عمیقاً نابجا است. خشم در واقع هرگز از بین نرفت، و با تشدید نابرابری، نارضایتی سرمایه داری دیگر محدود به چپگراها نیست. مهم این است که این انقلابیون اولیه اکنون به قدرتمندترین سلاح اقتصادی که شهروندان عادی تا کنون داشته اند دسترسی دارند.

رفاه برای ثروتمندان
چرا انقلاب در راه است؟ چون مردم احمق نیستند آن‌ها می‌بینند که دولت‌ها تریلیون‌ها دلار برای حمایت از افراد بسیار بزرگ برای شکست هزینه می‌کنند، در حالی که فقرا همچنان از حقوقی به چک دیگر به مبارزه می‌پردازند. با این حال، چیزی که بیشتر آنها متوجه نمی شوند این است که دولت ها می دانند که رفاه ثروتمندان بیشترین ضربه را به فقرا وارد می کند. در واقع، آنها از 300 سال پیش آن را می شناسند.

اولین بار در اوایل قرن 18 توصیف شد، اثر Cantillon توضیح می دهد که چگونه چاپ پول ثروتمندان را ثروتمندتر و فقرا را فقیرتر می کند. وقتی مقادیر قابل توجهی از پول جدید به یک اقتصاد پمپاژ می شود، اولین دریافت کنندگان پول نقد را قبل از افزایش قیمت ها خرج می کنند. اگر آنها محتاط باشند – همانطور که ثروتمندان تمایل دارند – در دارایی هایی مانند املاک و مستغلات، فلزات گرانبها، هنر یا شراب خوب سرمایه گذاری می کنند.


زمانی که این پول به دست فقرا سرازیر می شود (اگر چنین شود)، در وهله اول به دلیل اثرات تورمی چاپ آن، ارزش آن به شدت کاهش می یابد. با افزایش قیمت ها، ثروتمندان با مشاهده افزایش ارزش دارایی های خود، برنده خود را دو برابر می کنند، در حالی که فقرا دو برابر افزایش هزینه های زندگی ضرر می کنند.

لازم نیست سوسیالیست باشید تا علیه ماشین اقتصادی که زندگی را برای فقیرترین افراد جامعه سخت‌تر می‌کند و در عین حال به رفتارهای بی‌ملاحظه شرکت‌ها پاداش می‌دهد، عصبانی شوید. با این حال، چیزی که به ندرت درک می شود این است که این یک اشکال در سیستم اقتصادی ظاهراً سرمایه داری ما نیست – این یک ویژگی است

سرمایه داری و «سوسیالیسم نرم»
معمول است که «سرمایه داری» را برای مسائل اقتصادی و اجتماعی که جهان امروز با آن مواجه است، مقصر بدانیم. در واقع، اگر مارکس امروز زنده بود، چیزهای زیادی در مورد سیستم مالی ما دوست داشت – از جمله مفاهیمی که مستقیماً از مانیفست کمونیست بیرون می‌آیند . به عنوان مثال، اصل پنجم کمونیسم مارکس برای «متمرکز شدن اعتبار در دست دولت، از طریق یک بانک ملی با سرمایه دولتی و انحصار انحصاری» بحث می‌کند. آشنا بنظر رسیدن؟

حقیقت این است که ما، از بسیاری جهات، در واقع در یک آرمانشهر «سوسیالیستی نرم» زندگی می‌کنیم، جایی که مقررات، یارانه‌ها و سایر مداخلات دولتی حول حمایت از غول‌های شرکت‌ها و کسانی که ثروتشان به جای حساب‌های پس‌انداز در دارایی‌ها قرار دارد، تنظیم می‌شود. دشوار است که ببینیم چگونه یک فرورفتن بیشتر به سمت چپ، شکست‌های ساختاری یک سیستم اقتصادی را که چاپ پول را راه‌حل هر مشکلی می‌داند، حل می‌کند. پس از آن دوباره، به جز یک انقلاب درست و خونین، دشوار است که ببینیم در برابر چنین منافع قدرتمند و حامیان سیاسی آنها چه کاری می توانیم انجام دهیم . برای قرض گرفتن عبارت مورد علاقه ولادیمیر لنین: چه باید کرد؟

 

چه در جناح چپ یا راست باشید، پاسخ این است که از جنگیدن با ثروتمندان طبق شرایط خودشان اجتناب کنید. تنها یک راه برای فقیرترین افراد جامعه وجود دارد که بتوانند قدرت را از دست 1% بگیرند و آن حذف توانایی آنها در دستکاری ارزهای فیات است.

یک انقلاب بدون خونریزی
آیا بیت کوین ( BTC ) واقعاً می تواند هژمونی هزاران ساله طبقه صاحب دارایی (و بدون ریختن خون) را به چالش بکشد؟ ممکن است بگویید من یک رویاپرداز هستم، اما من تنها نیستم. فقط از مردم سالوادور بپرسید.

قبل از بیت کوین، مردم سالوادور که حواله های خارجی دریافت می کردند، مجبور بودند هزینه قابل توجهی را به مشاغل انتقال پول مانند Western Union یا MoneyGram بپردازند – پول نقدی که بسیار بهتر است برای غذا یا دارو خرج شود. با توجه به اینکه بیت کوین اکنون به عنوان ارز قانونی پذیرفته شده است، تخمین زده می شود که این مشاغل سالانه 400 میلیون دلار ضرر می کنند. این پولی است که مستقیماً به جیب فقیرترین افراد جهان باز می گردد.

انقلاب اینگونه اتفاق خواهد افتاد – نه از طریق خشونت، بلکه از طریق انتخاب. به مردم نشان دهید که چگونه سیستم فیات آنها را فقیرتر می کند، به آنها توانایی رشد ثروت خود را در بیت کوین غیر قابل تورم بدهید و آنها با پای خود رای خواهند داد. به جای اینکه در یک کودتای برق آسا سرنگون شود، پول فیات به سادگی از اهمیت خود کاسته می شود زیرا افراد بیشتری از بیت کوین برای تلقیح خود از تورم استفاده می کنند. زمانی که «میانه‌های فشرده» ضربه سخت‌تری به خود می‌بینند، سرعت بیشتری پیدا می‌کند، و تاریخ شواهد بی‌شماری ارائه می‌دهد که انقلاب‌ها تنها زمانی اتفاق می‌افتند که طبقات متوسط ​​و میانه‌روهای سیاسی ایده‌های رادیکال انقلاب را بپذیرند.

 

همان بوی شورش امروز در هوا است. مردم مدت ها پیش اعتماد خود را به سیاستمداران خود از دست دادند، اما اکنون شروع به زیر سوال بردن روایت های اقتصادی و پولی قدیمی کرده اند. آنچه در مورد بیت کوین بسیار جذاب است این است که مجبور نیست انجیل خود را موعظه کند یا به طرف مقابل حمله کند: هر چه مردم بیشتر در مورد بیت کوین بیاموزند، بیشتر درک می کنند که چگونه تحت سیستم فعلی فریب می خورند.

منتقدان بیت کوین دوست دارند ادعا کنند که برای پذیرش انبوه بسیار پیچیده است. اما درک کدام یک سخت‌تر است، یک ارز دیجیتال با سقف 21 میلیون سکه یا حربه‌های گیج‌کننده بانک‌های مرکزی و وزرای دارایی برای پوشاندن سیاست‌های تورمی که به ثروتمندان پاداش می‌دهند و در عین حال به فقرا آسیب می‌رسانند؟

در حالی که فرانسه انقلابی دارای گیوتین و روسیه شوروی گولاگ بود، ما نیازی به استفاده از ترور برای مبارزه با ظلم و ستم پول ناسالم نداریم. انقلاب ما واقعاً یک انقلاب مخملی است: تنها سلاح ما یک ارز جایگزین است که نمی‌توان آن را باد کرد، سانسور کرد یا دستکاری کرد، و تنها «قربانیان» کسانی هستند که از سیستمی که به دیگران صدمه می‌زند دست به قتل می‌زنند.

این مقاله حاوی توصیه یا توصیه های سرمایه گذاری نیست. هر حرکت سرمایه گذاری و معاملاتی مستلزم ریسک است و خوانندگان باید هنگام تصمیم گیری تحقیقات خود را انجام دهند.

دیدگاه ها، افکار و نظرات بیان شده در اینجا به تنهایی متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده یا نماینده دیدگاه ها و نظرات Cointelegraph نیست.

نیک اورافسکی یکی از بنیانگذاران بیت کوین رزرو است. نیک از سال 2012 در بیت کوین حضور داشته است و با استارت آپ های کیف پول و صرافی در آمریکای شمالی کار کرده است و به توسعه و رهبری دیدگاه های استراتژیک آنها کمک کرده است. او همچنین قبل از شروع مسیر کارگزاری با بیت کوین رزرو، با هدف خرید هوشمند بیت کوین به کل اروپا، با امور مالی بین المللی و مدیریت صندوق در لیختن اشتاین درگیر بود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.